skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

پرونده ای در مورد نقش فناوری در تغییرات اقلیمی

هوایی که نفس نمی‌کشیم

مینا پاکدل تحریریه

۳۰ تیر ۱۳۹۸

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۶۹

تاریخ به‌روزرسانی: ۲۳ مهر ۱۳۹۸

در سال‌های اخیر تمرکز بر تغییرات اقلیمی و بحران‌های ناشی از آن اندکی بیشتر شده است. تغییر اقلیمی به هر تغییر قابل توجهی گفته می‌شود که در طولانی‌مدت در منطقه‌ای خاص یا در کل اقلیم زمین رخ بدهد و عوامل مختلفی مانند تغییر در تابش خورشید و گازهای گلخانه‌ای بر تغییر اقلیم تاثیرگذار هستند. تغییر اقلیم اثرات منفی‌ای بر کره زمین و زندگی جانداران می‌گذارد. افزایش دمای کره زمین، آب شدن یخ قطب‌ها، افزایش توفان‌ها و سیل‌هایی نظیر سونامی نمونه‌هایی از اثرات مخرب تغییر اقلیم هس14ند.  این بار انگشت اتهام به سوی چه کسی است؟ انسان: موجود عجیبی که به خاطر زیست آسوده‌تر، بی‌محابا، دست به تخریب محیط زندگی خود می‌زند. در میان این هیاهو، نقش فناوری به نوبه خود، جالب توجه است. فناوری از سویی با استفاده از هوش مصنوعی و بزرگ‌داده سعی دارد راه‌حل‌هایی ارائه دهد که مبتنی بر داده‌هاست. استارت‌آپ‌ها با ارائه ایده‌های نو درصددند از میزان گازهای گلخانه‌ای بکاهند یا روش‌هایی را ارائه دهند که جایگزین روش‌های صنعتی و مصرفی‌ پیشین شود. از سوی دیگر شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر به عنوان تریبون‌هایی نسبتاً آزاد در فرهنگ‌سازی در زمینه تغییرات اقلیمی تاثیرات مثبت و گاه منفی داشته‌اند. سوال‌ اصلی‌ای که مطرح می‌شود این است که آیا فناوری- که خود بخشی از صنعت است- واقعاً قدرت این را دارد که با گرمایش جهانی و دیگر معضلات تغییرات اقلیمی مقابله کند؟ اگر بله، به چه هزینه‌ای و با کدام سرمایه‌گذاری‌ها؟ بر اساس آمار ارائه‌شده از سوی آژانس بین‌المللی انرژی در اواخر سال ۲۰۱۸، گازهای گلخانه‌ای منتشرشده ۴۰ درصد بیشتر از سال ۲۰۰۰ هستند. این رقم حیرت‌آور است. اما ما همچنان می‌توانیم فکر کنیم که نهایتاً کره زمین همچنان می‌چرخد؛ شاید روزی بشر به جایی برسد که توی حباب‌هایی از اکسیژن زندگی کند و اگر حباب‌ها بترکند، به علت میزان مواد آلاینده کشنده در جو زمین، همان لحظه صورتش...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۶۹ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۶۹ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/e3
مینا پاکدلتحریریه

    کارشناسی ادبیات انگلیسی را که گرفتم دیگر مطمئن بودم کلمه‌ها را اگر در گفتار شفاهی کم می‌آورم، در نوشتار توی مشتم هستند و از لای انگشت‌هایم لیز نمی‌خورند. در آن سال‌ها ترجمه می‌کردم و ویرایش. در گیرودار پایان‌نامه ارشد فلسفه بودم که برای یکی از ویژه‌نامه‌های پیوست چند گزارش ترجمه کردم و قرار شد پاره‌وقت کار کنم. آن‌موقع‌ها دفتر پیوست خانه دوطبقه قدیمی‌ای بود که حیاطش درخت داشت، ایوانش بزرگ بود و آسمان معلوم. جای‌گیر شدم طبقه هم‌کف در اتاق میثم. در واقع او و مهرک بودند که به من چم‌وخم روزنامه‌نگاری را یاد دادند؛ اینکه چطور باید یادداشت و گزارش نوشت یا کنداکتور بست؛ چطور نباید ترسید و از قالب سفت‌وسخت آکادمیک بیرون آمد. حالا تقریبا ده سالی از آن روز اول می‌گذرد. در این سال‌ها با چند ماهنامه و فصل‌نامه دیگر و نشرهای مختلف همکاری کرده‌ام و همچنان و همیشه در پیوست مشغول بوده‌ام. اینجا محل کار من نیست؛ خانه من است و آدم‌هایش کسانی‌اند که تو را همان شکلی که هستی، می‌پذیرند، با همه ضعف‌ها و قوت‌ها، با همه روشنایی‌ها و تاریکی‌ها.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو