skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

پرونده‌ای درباره نقش فناوری در واکسیناسیون

یکی داستان است پر آبِ چشم

مینا پاکدل تحریریه

۵ خرداد ۱۴۰۰

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۹۰

تاریخ به‌روزرسانی: ۹ خرداد ۱۴۰۰

تاکنون، یعنی تا هجدهم اردیبهشت 1400، حدود یک میلیارد و 27 میلیون نفر واکسینه شده‌اند* و از همه حرف‌وحدیث‌ها و خبرهای ضدونقیض درباره تولید واکسن‌ بیش از یک سال گذشته. در بحبوحه واکسیناسیون افراد بالای 80 سال در ایران بود که فکر کردیم می‌توانیم در این پرونده پیوست، نگاهی به نقش فناوری در ساخت و تولید واکسن بیندازیم چون تاکنون در هیچ جای تاریخ، بشر نتوانسته بود در عرض یک سال واکسن تولید کند و این دستاورد بی‌شک حداقل تا جایی، موهبت فناوری است. اما چگونه می‌توان با استفاده از فناوری تولید را افزایش داد؟ دنیا به مقادیر زیادی واکسن باکیفیت نیاز دارد تا پاندمی مهار شود. سرعت فعلی آزمایش بالینی و تایید واکسن هنوز کمتر از سرعت شیوع کووید-19 است. در این پرونده به نقش فناوری در مدل‌سازی بیماری اپیدمیک، لجستیک، سازماندهی سایت‌های واکسیناسیون، ردیابی و جمع‌آوری داده‌ها و در مجموع بحث توزیع می‌پردازیم. و پس از اینها نوبت به توزیع می‌رسد. مساله توزیع شاید همان وجه ماجرا بود که ابتدا چندان برجسته نبود، مساله‌ای که حالا گریبان بیشتر کشورهای دنیا را گرفته. و این معضل تنها مساله نیست: فروش واکسن در دارک‌وب، تهدیدهای سایبری و درز اطلاعات، احتمال دستکاری داده‌ها و اشتباه‌های انسانی هم در این میان جای خود را دارند. اما ماجرا فقط اینها نیست. آدمی در کجای تاریخ این آگاهی و رنج را تجربه کرده که آن بیرون چیزی هست به اسم واکسن و مشکل اصلی، دسترسی است؟ اینجاست که قصه پر آب چشم‌تر می‌شود. در نهایت در صفحات آخر پرونده شماره ۹۰ جهان پیوست، از این می‌گوییم که فناوری چگونه می‌تواند روند را تسهیل کند و در عین حال چگونه احتمال دارد خود، بدل به مانعی بزرگ شود.سالی که در چشم‌های خیلی‌هایمان اشک نشست، سالی که در چشم‌های خیلی‌هایمان همچنان اشک خواهد نشست.  

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۹۰ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۹۰ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/a64
مینا پاکدلتحریریه

    کارشناسی ادبیات انگلیسی را که گرفتم دیگر مطمئن بودم کلمه‌ها را اگر در گفتار شفاهی کم می‌آورم، در نوشتار توی مشتم هستند و از لای انگشت‌هایم لیز نمی‌خورند. در آن سال‌ها ترجمه می‌کردم و ویرایش. در گیرودار پایان‌نامه ارشد فلسفه بودم که برای یکی از ویژه‌نامه‌های پیوست چند گزارش ترجمه کردم و قرار شد پاره‌وقت کار کنم. آن‌موقع‌ها دفتر پیوست خانه دوطبقه قدیمی‌ای بود که حیاطش درخت داشت، ایوانش بزرگ بود و آسمان معلوم. جای‌گیر شدم طبقه هم‌کف در اتاق میثم. در واقع او و مهرک بودند که به من چم‌وخم روزنامه‌نگاری را یاد دادند؛ اینکه چطور باید یادداشت و گزارش نوشت یا کنداکتور بست؛ چطور نباید ترسید و از قالب سفت‌وسخت آکادمیک بیرون آمد. حالا تقریبا ده سالی از آن روز اول می‌گذرد. در این سال‌ها با چند ماهنامه و فصل‌نامه دیگر و نشرهای مختلف همکاری کرده‌ام و همچنان و همیشه در پیوست مشغول بوده‌ام. اینجا محل کار من نیست؛ خانه من است و آدم‌هایش کسانی‌اند که تو را همان شکلی که هستی، می‌پذیرند، با همه ضعف‌ها و قوت‌ها، با همه روشنایی‌ها و تاریکی‌ها.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو