skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

عصر داده: پرونده‌ای به گستره صد سال اخیر؛ توفان داده

مینا پاکدل تحریریه

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۱۰۰

داده در همه‌ جا حضور دارد و ردپایش همه ‌جا دیده می‌شود. IDC پیش‌بینی می‌کند حجم داده تولیدشده در جهان در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱۷۵ زتابایت می‌رسد: یا به عبارت دیگر تقریباً بیش از ظرفیت ۱۳ میلیارد درایو. تقریباً صد سال پیش بود که نوار مغناظیسی (۱۹۲۸) اختراع شد و جمع‌آوری و ذخیره داده‌ها را به شکلی جدید، ممکن کرد. نوار کاست، فلاپی‌دیسک و هارد همه از همین سیستم بهره گرفتند. اما ماجرا با اختراع رایانه در اواسط قرن یعنی حدود ۵۰ سال پیش، بعد دیگری پیدا کرد: نیاز به جمع‌آوری و ذخیره داده‌ها بیشتر احساس شد و طی دو سه دهه آتی نیازها تا حدودی برآورده شدند. و در نهایت اما انقلاب داده در پی توسعه وب و اینترنت در دهه ۱۹۹۰ توفان به پا کرد: بیگ دیتا یکی از پیشرفت‌های کلیدی در سیر تکامل ذخیره داده، پردازش داده و اینترنت تلقی می‌شود که کسب‌وکارها و صنایع را دگرگون و متحول می‌کند. به انگیزه انتشار صدمین شماره‌ی پیوست، نگاهی انداخته‌ایم به مساله «داده» که عصر امروز را تعریف می‌کند و اهمیتش در صد سال اخیر جهان پررنگ شده است. از طرفی مساله رگولاتوری مطرح است و از طرف دیگر رویکرد کشورها در مقابل جریان آزاد داده متفاوت است. علاوه بر این، اقتصاد داده‌محور قواعد پویای خود را دارد و همان‌قدر که می‌تواند دنیای بهتر هوشمندی خلق کند، ممکن است ختم به دیستوپیا شود. در این نقطه است که بحث معضلات اخلاقی داده و ردیابی کاربران پیش می‌‌آید. در کنار همه اینها وضعیت شرکت‌های بزرگ در حوزه داده، بازار داده و چشم‌انداز آینده را نیز مرور کرده‌ایم.

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۰۰ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۰۰ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/ca7
مینا پاکدلتحریریه

    کارشناسی ادبیات انگلیسی را که گرفتم دیگر مطمئن بودم کلمه‌ها را اگر در گفتار شفاهی کم می‌آورم، در نوشتار توی مشتم هستند و از لای انگشت‌هایم لیز نمی‌خورند. در آن سال‌ها ترجمه می‌کردم و ویرایش. در گیرودار پایان‌نامه ارشد فلسفه بودم که برای یکی از ویژه‌نامه‌های پیوست چند گزارش ترجمه کردم و قرار شد پاره‌وقت کار کنم. آن‌موقع‌ها دفتر پیوست خانه دوطبقه قدیمی‌ای بود که حیاطش درخت داشت، ایوانش بزرگ بود و آسمان معلوم. جای‌گیر شدم طبقه هم‌کف در اتاق میثم. در واقع او و مهرک بودند که به من چم‌وخم روزنامه‌نگاری را یاد دادند؛ اینکه چطور باید یادداشت و گزارش نوشت یا کنداکتور بست؛ چطور نباید ترسید و از قالب سفت‌وسخت آکادمیک بیرون آمد. حالا تقریبا ده سالی از آن روز اول می‌گذرد. در این سال‌ها با چند ماهنامه و فصل‌نامه دیگر و نشرهای مختلف همکاری کرده‌ام و همچنان و همیشه در پیوست مشغول بوده‌ام. اینجا محل کار من نیست؛ خانه من است و آدم‌هایش کسانی‌اند که تو را همان شکلی که هستی، می‌پذیرند، با همه ضعف‌ها و قوت‌ها، با همه روشنایی‌ها و تاریکی‌ها.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو